کاربرد روانشناسی در کسب و کار چیست؟

جیمز مارک بالدوین می گوید: «مانند همه علوم، روانشناسی دانش است و مانند علم، دانش یک چیز مشخص، یعنی ذهن است.»

کسب وکار چند وجهی است اما آنچه در همه حوزه ها مشترک است، مردم هستند. همه ذی نفعان از سهامداران گرفته تا مدیران و دولت و کارمندان از مردم تشکیل شده اند که نیاز به روان درمانی و خدمات روانشناسی دارند. از آنجایی که افراد درگیر هستند، روانشناسی در کسب و کار کاربرد دارد، روانشناسی بر تمام جنبه های یک کسب و کار تاثیر می گذارد. به ما کمک می کند تا رفتار و استدلال انسان را در پس افکار، فرایندها، اقدامات و اهداف درک کنیم. به همین خاطر باید بدانید کاربرد روانشناسی در کسب و کار چیست و چرا باید از متخصص روانشناس در کسب و کارهای خرد و کلان استفاده شود؟

تاثیر خدمات روانشناسی بر تمام جنبه های کسب و کار

سهامداران پیش از سرمایه گذاری در یک کسب وکار، چشم اندازی دارند. اهداف، ماموریت ها، و غیره براساس این چشم انداز تعیین می شوند.

روانشناسی به دارندگان سهام کمک می کند تا تصمیم بگیرند که آیا این کسب وکار برای کسب سود است یا هدف اجتماعی دارد. دارندگان سهام تصمیم می گیرند که کدام سهام را بسته به ارزش های ذاتی و روانشناسی خود خریداری کنند.

برخی از دارندگان سهام در سهام شرکت های مرتبط با الکل سرمایه گذاری نمی کنند. این باور شخصی آن هاست. در شرکت های کوچکی که تصمیمات توسط سهامداران گرفته می شود، سیاست های مدیریتی تحت تاثیر روانشناسی سهامداران قرار می گیرد.

توضیح روانشناسی کارمندان بسیار دشوار است، زیرا همه کارمندان در سطوح مختلف سلسله مراتب قرار دارند. ناظران و گزارشگرانی برای بررسی وجود دارند که کار استفاده از روانشناسی در کسب و کار را انجام می دهند. همچنین مدیریت های سطح بالا، میان رده و سطح پایین وجود دارند که باید در نظر گرفته شوند. همه آن ها متفاوت هستند و انگیزه ها و نیازهای متفاوتی دارند. سطح بالا معمولا نیروی کار را کنترل می کند.

آن ها باید کارآمد و سازمان یافته باشند. همچنین متفکران استراتژیک هستند، باید توانایی پیش بینی یا حداقل درک واکنش مردم به تصمیمات و تغییرات سیاستی را نیز داشته باشند. آن ها باید توانایی این را داشته باشند که رهبران خوبی باشند. درک روانشناسی به مدیران کمک می کند تیم را به موفقیت های بزرگ برسانند. در تمام جنبه ها کمک روانشناسی به کسب و کارها انکار ناپذیر است. سطح میانی باید سطح پایین تر را رهبری کند، اما همچنین براساس دستورالعمل های صادر شده توسط مدیریت ارشد کار می کند.

استفاده از روانشناسی در محیط کار

در کار مدیریت تعارض، مذاکره و غیره رایج است و باید با آن راحت باشند. شناسایی مشکلات مرتبط با کارمندان و حل آن قبل از تاثیر بر شرکت ضروری است. به مدیریت سطح میانی باید انگیزه های مناسبی داده شود تا به شرکت وفادار باشند. مدیریت سطح پایین تر باید خروجی هایی برای جبران نارضایتی داشته باشد. باید کاری کرد که آن ها خود را بخشی از شرکت بدانند. فرسایش باید کاهش یابد. کمبودها، مشکلات اتحادیه، ناکارآمدی ها باید از ریشه مورد توجه قرار گیرند. استفاده از روانشناسی انسان در کسب و کار برای بهبود کارایی در سال های اخیر بسیار مفید بوده است. در ادامه بیشتر درباره کاربرد روانشناسی در محیط کار توضیح می دهیم.

1) روانشناسی و مصرف کنندگان

روانشناسی مصرف کننده جنبه بسیار مهم دیگری است. درک نیازها، خواسته ها و خواسته های مشتریان امری ضروری است.

ابزارهایی مانند تحقیقات بازار، نظرسنجی ها و غیره تعیین می کنند کدام محصول به خوبی مورد استقبال قرار می گیرد و کدام یک این چنین نیست. تصمیم گیری برای افزایش یا کاهش تولید، تصمیم گیری در مورد کانال های توزیع، تکنیک های ارتقا فروش همگی به روانشناسی مشتریان بستگی دارد. تاکتیک های مورد استفاده برای تاثیرگذاری بر مشتریان می تواند تاثیرگذار و ترغیب کننده باشد.

درک روانشناسی مشتریان، کلید به حداکثر رساندن سود شرکت است. شرکت ها همچنین از روانشناسی مصرف کننده برای پیش بینی اینکه مشتریان در آینده چه نوع محصولاتی می خواهند، استفاده می کنند. سپس تحقیق و توسعه روی این ایده ها و تئوری ها انجام می شود تا محصولاتی که مشتری می خواهد را بسازد.

2) کاربرد روانشناسی در ارتباط با تامین کننده ها

روانشناسی تامین کننده به ما کمک می کند تا برای نرخ های منصفانه مذاکره کنیم که در عوض بر سود سازمان تاثیر می گذارد. همچنین به ما کمک می کند تا تامین کننده مناسب را باتوجه به نیازهای خود انتخاب کنیم. این ها ابعاد اصلی کسب وکار هستند که تحت تاثیر روانشناسی هستند.

3) استفاده از روانشناسی در منابع انسانی

روانشناسی همچنین نقش مهمی در بخش های مختلف از منابع انسانی گرفته تا تولید و تامین مالی تا فروش ایفا می کند. همه این ها تحت تاثیر نیازهای روانی افراد درگیر هستند. در بخش منابع انسانی، از روانشناسی برای تنظیم دقیق فرایندهای استخدام استفاده می شود. اقدامات مناسب برای جلوگیری از فرسایش، حفظ کارکنان، افزایش بهره وری و وفاداری کارمندان با استفاده از روانشناسی به عنوان یک عامل انجام می شود.

تصمیم گیری در مورد روش ها و دفعات بازبینی کارمندان با در نظر گرفتن روانشناسی کارمندان صورت می گیرد. در بخش تولید تصمیماتی مانند اینکه چه چیزی تولید کنیم، چقدر تولید کنیم، چگونه تولید کنیم، کجا تولید کنیم به روانشناسی مشتریان و نیروی کار بستگی دارد.

ساعات کاری ایده آل، نرخ دستمزد همگی با استفاده از روانشناسی به عنوان یک عامل راهنما تعیین می شوند.

4) کاربرد روانشناسی در بخش مالی

در بخش مالی، شناسایی اینکه کدام هزینه ها را می توان کنترل و به حداقل رساند، تصمیمات سرمایه گذاری، مشوق هایی که می توان ارائه داد، قیمت گذاری محصول همگی با در نظر گرفتن روان افراد مربوطه انجام می شود.

5) کاربرد روانشناسی در بخش تبلیغات

در بخش تبلیغات، تصمیم گیری در مورد اینکه کدام تبلیغات برای مشتریان جذاب خواهد بود، مدت زمان تبلیغات، مخاطبان هدف، زمان بندی تبلیغات و رسانه مورد استفاده، همگی به درک سازمان از روانشناسی مصرف کنندگان بستگی دارد.

6) کاربرد روانشناسی در بخش فروش

در بخش فروش و توزیع، تصمیم گیری در مورد کانال های توزیع، مقدار موجودی که باید نگهداری شود، فروشگاه هایی که قرار است موجودی در آن ها نگهداری شود و غیره همگی به مصرف کنندگان بستگی دارد. جدا از همه این ها، نوآوری کاملا براساس درک روانشناسی بازارهاست.

روش های آزمون و خطا، روش های روز هستند، اما این روش ها باید براساس حقایق و نظرات باشند. روانشناسی به ما کمک می کند مدل های کسب و کارهای پیش رویمان را درک کنیم و همچنین به ما کمک می کند تا با نوآوری های خود در این دوران همیشه در حال تغییر سازگار شویم تا مدل های کسب و کاری ایجاد کنیم که ما را موفق کند. به طور خلاصه ما می توانیم از پیشینیان خود بیاموزیم و موفقیت های آن ها را بدون رنج بردن از شکست هایشان تطبیق دهیم.

تاثیر پذیری بیشتر کسب و کارها از روانشناسی

روانشناسی یک پدیده است. نقش آن در اداره و مدیریت کسب وکار همواره در حال تکامل و رشد است. افزایش آگاهی و آموزش در زمان های اخیر مردم را مجبور به تفکر و عمل منطقی می کند. روز به روز افراد بیشتری اهمیت همین موضوع را درک کرده و از پتانسیل عظیم روانشناسی کاربردی و کسب وکار برای موفقیت استفاده می کنند. این موضوعات در دوره های تحصیلات تکمیلی ارائه شده و در برنامه های درسی کسب وکار گنجانده می شوند که به شدت در حال محبوب شدن هستند. در نتیجه می توان گفت وقتی به هنر خواندن ذهن و درک افراد مسلط می شوید، کارهای معناداری انجام می دهید و اهداف غیرممکن را محقق می کنید.

امروزه شرکت های بزرگ و بنگاه های اقتصادی خرد و کلان به استفاده از روانشناسی در کسب و کار روی آورده اند و در تمام بخش های مجموعه خود از آن بهره می برند. روانشناسی در کسب و کارها به خدماتی مانند روان درمانی، آموزش و ایده پردازی محدود نمی شود، بلکه خدمات روانشناسی برای کسب و کارها به مرور زمان بهینه شده و توسعه پیدا می کند.

Leave a comment