حضرت محمد آخرین پیامبر الهی و بنیان‌گذار دین اسلام است. او پسر عبدالله بود که نسبش به حضر‌‌ت اسماعیل و حضر‌ت ابراهیم علیه السلام می‌رسید. آشنایی با زندگینامه حضرت محمد اهمیت زیادی در شناخت دین اسلام و شکل‌گیری آن دارد؛ به همین علت ما در این مقاله از دانشگاه کسب و کار به شرح آن پرداختیم.

پیامبر اکرم در روز جمعه هفدهم ماه ربیع الاول سال 570 میلادی در شهر مکه در خانواده‌ای اصیل که پدران و اجدادشان از سران قریش بودند به دنیا آمد.بعثت آن حضرت در روز بیست و هفتم ماه رجب سال 610 میلادی با اولین وحی الهی آغاز شد. سپس قرآن، برحسب شرایط زمانه‌ در مدت 23 سال به تدریج بر پیامبر نازل شد. پیامبر‌ اکرم در طول حیات خود فعالیت‌های زیادی برای راه‌اندازی یک حکومت اسلامی انجام داد و دو میراث مهم به یادگار گذاشت؛ قرآن و اهل بیت.

آنچه در ادامه‌ می‌خوانید مرور مختصری بر زندگینامه حضرت محمد و فعالیت‌های او در طول زندگی‌اش است. تا پایان این مقاله‌ همراه ما باشید تا با زندگی و اعمال پیامبر اکرم آشنا شده‌ و وقایع مهم زندگی او را متوجه شوید.

زندگینامه حضرت محمد

پدر حضرت محمد، عبدالله بن عبدالمطلب بهترین و با تقواترین فرزند عبدالمطلب بود. عبدالله در حالی از دنیا رفت که پسرش هنوز متولد نشده‌ بود. تنها چیزی که از او باقی ماند، پنج شتر و یک خدمتکار بود که بعدها دایه‌ حضرت‌ محمد شد. عبد‌‌الله یک مؤمن واقعی و یکتاپرست بود. پس از مرگ او، جد محمد، عبدالمطلب، سرپرست او شد.

  • عبدالمطلب؛ سرپرست و پدربزرگ محمد “ص”

عبدالمطلب از رؤسای قبیله قریش و مؤمن به خدا (در راه حضرت ابراهیم) بود. عبدالمطلب‌ همواره به معاهدات احترام می‌گذاشت و به آنها احترام می‌گذاشت و بهترین اخلاق را در پیش می‌گرفت. او به فقرا عشق می‌ورزید و به زائران کمک می‌کرد. حتی به حیوانات وحشی و پرندگان قله‌های کوه نیز غذا می‌داد. در زمان قحطی به مردم کمک می‌کرد و ستم‌کاران را مورد سرزنش خود قرار می‌داد.

مادر پیامبر، آمنه، دختر وهاب پسر عبد مناف بود. او هم به خدا معتقد بود. وقتی محمد نبی به دنیا آمد، مادرش گفت: “همین که فرزندم را بر زمین گذاشتم، دستانش را به زمین تکیه داد، سرش را به سوی آسمان بلند کرد و به آفاق نگریست و با عبارات توحید سخن گفت. سپس صدایی مرا ندا داد که می‌گفت: بهترین انسان متولد شده است، پس نام او را محمد بگذار.”

پس از آن، آمنه به دنبال عبدالمطلب فرستاد. پس از آن‌که عبدالمطلب‌ نزد او آمد، آمنه‌‌ گفت: “پسر شگفت‌انگیزی در خانواده تو متولد شده‌ است. سپس نوزاد محمد را نزد او آورد. عبدالمطلب به نوزاد نگاه کرد و وارد کعبه شد تا دعا کند. سپس از کعبه خارج شد و نو‌زاد را به مادرش بازگرداند و نام او را محمد گذاشت.”

  • زندگینامه حضرت محمد پس از فوت مادر

حضرت محمد هنوز هفت ساله‌ هم نشده‌ بود که مادرش فوت کرد. پس از مرگ آمنه‌، جدش عبدالمطلب سرپرستی او را بر عهده گرفت. عبدالمطلب به دلیل آگاهی از مقام کودک و ایمانی که به او داشت، نسبت به سایر فرزندانش، با دقت و توجه بیشتری با محمد‌ “ص” رفتار می‌کرد.

یک سال بعد، عبدالمطلب نیز درگذشت و او پس از آن، تحت سرپرستی عمویش ابوطالب قرار گرفت.

اوطالب که بود؟

ابوطالب، رئیس قبیله بنی هاشم در قریش بود که پس از سن هشت سالگی، وصی محمد (ص) شد. ابوطالب در طول دوران آزمایش نبوت تا آخرین نفس به پاسداری و خدمت به رسول خدا پرداخت و از او دفاع کرد و او را گرامی داشت.

  • زندگینامه حضرت محمد در جوانی

محمد بزرگ شد و تبدیل به جوان خوبی شد. او به اخلاق عالی شهرت یافت و به دلیل صداقت در رفتار و کردارش، او‌ را صدوق و امین (امانت‌دار) می‌نامیدند. محمد‌ در دوران جوانی عمویش را در سفرهای کاری به سوریه همراهی می‌کرد.

رسول خدا صلی‌الله علیه و آله هنگامی که به دوازده سالگی رسید، همراه عمویش ابوطالب تا بصره حرکت کرد. یک راهب مسیحی به نام جورج او را در آنجا دید و با توصیفش او را شناخت. دست او را گرفت و گفت: این امیر جهانیان است، خداوند او را رحمت جهانیان فرستاده است. او از ابوطالب خواست تا مراقب او باشد و امنیتش را حفظ کند.

  • آشنایی با حضرت خدیجه‌

بخش مهمی از زندگینامه حضرت محمد به دوران پس از ازدواج او برمی‌گردد. محمد در بزرگسالی به عنوان تاجر بین شهرهای مکه و دمشق مشغول به کار شد و در این راه شهرت زیادی به دست آورد. با شنیدن شهرت محمد‌، بانو خدیجه، یکی از اشراف قریش، او را مأمور کرد که برخی از تجارت‌های خود را بین دو شهر به عهده بگیرد.

خدیجه یکی از خادمان خود به نام میسره را همراه پیامبر فرستاد تا او را زیر نظر داشته‌ باشد و رفتارش را به او گزارش دهد. حضرت خدیجه با مشاهده عملکرد او در تجارت و سودهایی که به ارمغان آورد و همچنین صداقت او، محمد را مسئول تجارت خود کرد.

  • ازدواج حضرت محمد با خدیجه “س”

خدیجه با اینکه پیشنهاد ازدواج بسیاری از بزرگان قریش داشت، اما همه آنها را رد کرد. نقل شده‌ است او کسی بود که اول هر چند غیرمستقیم و با احتیاط به محمد پیشنهاد ازدواج داد. برخی از مورخان گزارش داده‌اند که در سال 595 میلادی، ازدواج کردند. حضرت محمد در این زمان بیست و پنج ساله‌ بود.

حضرت خدیجه سه فرزند به دنیا آورد. همه فرزندان پیامبر از خدیجه بودند؛ به جز ابراهیم که از مریم قبطیه بود که در مدینه به دنیا آمد و یک سال و ده ماه زندگی کرد. فرزندان ذکوری که همگی در مکه به دنیا آمدند عبارت‌اند از: القاسم که لقب محمد (ابوالقاسم؛ یعنی پدر قاسم) از آنجا آمده‌ است و عبدالله. پسران حضرت محمد همگی در زمان حیات او از دنیا رفتند.

  • تولد حضرت فاطمه “سلام الله علیها”

حضرت فاطمه تنها دختر حضرت محمد و خدیجه بود. او در سال 604 میلادی متولد شد و بعدها با امام علی پسر ابوطالب ازدواج کرد. فرزندان آن‌ها ا‌مام حسن و امام حسین و زینب و ام کلثوم بودند و پسر دیگری که پیامبر صلی‌الله علیه و آله و سلم آن را محسن نامید.

  • حضرت محمد و امام علی

علی در سال 600 میلادی نزد ابوطالب و همسرش فاطمه بنت اسد به دنیا آم.د
پیامبر اکرم (ص) از کودک علاقه خاصی به علی داشت و در تربیت و تعلیم او نقش عمده‌ای افا کرد. حضرت على در طول سال‌های سخت بعثت پيامبر در رساندن پيام الهى و تعاليم اسلام به توده‌ها، سرسخت‌ترین پشتيبان پيامبر بود.

زندگینامه حضرت محمد؛ شروع ماموریت او

حضرت محمد زمان زیادی را صرف دعا و عبادت خدای یگانه می‌کرد. این کار را در غاری معروف به حیره در کوه النور نزدیک شهر مکه انجام می‌داد. در سال 610 میلادی در سن چهل سالگی محمد اولین آیات الهی را هنگامی که در غار حیره مشغول عبادت و نیایش بود دریافت کرد:

«بسم الله الرحمن الرحیم؛ بخوان به نام پروردگارت که آفرید، انسان را از لخته آفرید، بخوان‌ به نام‌ پروردگارت که ارجمندترین است. او با قلم تعلیم داد، و به انسان آنچه را که نمی‌دانست آموخت.»

  • اولین مسلمانان

پيامبر (ص) خبر و پيام را به على و خديجه (س) رساند. حضرت‌علی و حضرت‌ خد‌یجه هر دو بی‌درنگ و بدون هیچ تردیدی وحی الهی را پذیرفتند. بنابراین، خدیجه‌‌ اولین زنی بود که به رسول خدا ایمان آورد و اولین‌ زنی‌ بو‌د که با او نماز خواند. او با تمام وجود از پیامبر حمایت کرد و تمام دارایی خود را در راه خدا خرج کرد.

او اولین زنی بود که پیامبر با او ازدواج کرد و در زمان حیاتش با دیگری ازدواج نکرد. خدیجه “س” بی‌اندازه به پیامبر وفادار بود.

  • دعوت پنهانی به اسلام

پیامبر اسلام شروع کرد به دعوت افراد به وحی جدید، هرچند در خفا. در آن زمان طرفداران و مؤمنان او بسیار کم بودند. وقتی پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله و سلم نماز جماعت خواند، حضرت خدیجه و علی به ایشان پیوستند. این رویکرد کم‌اهمیت به مدت سه سال ادامه یافت.

پس از آن، به دستور خداوند متعال، دعوت پیامبر به اسلام بیش از پیش علنی شد. خداوند متعال به رسول خود دستور داد که از قبیله خود شروع کند: «و به نزدیک‌ترین خویشاوندان خود هشدار دهید.»

  • دعوت از بزرگان قبیله‌

در مطالعه زندگینامه حضرت محمد، این بخش اهمیت زیادی دارد. ایشان برای نخستین دعوت به اسلام ضیافتی ترتیب داد و بزرگان و سران بنی هاشم را که چهل نفر بودند دعوت کرد. پس از پذیرایی از آنها با ضیافتی نیکو، پیامبر آنها را به اسلام دعوت کرد. او از آنها خواست تا در مأموریتش از او حمایت کنند و به آنها وعده داد که هر کس این کار را انجام دهد به عنوان جانشین او منصوب خواهد شد.

با این حال، هیچ کس به استثنای حضرت علی، پیشنهاد عزل پیامبر و رسالت او را نپذیرفت. سران بنی هاشم با تمسخر همه چیز رو به ابوطالب کردند و گفتند: «پسرت فرمانده تو خواهد بود، تو باید از او اطاعت کنی!» با این وجود، مأموریت بدون وقفه ادامه یافت، هرچند که او طرفداران بسیار کمی داشت.

پیروان دین جدید شروع به رشد کردند و نگرانی قریش نسبت به آنها نیز افزایش یافت. بزرگان قریش، ابوطالب، عموی مورد اعتماد پیامبر را نزد او می‌فرستند و از او می‌خواهند که دعوت خود را برای این دین جدید متوقف کند و در مقابل هر چه می‌خواهد به او می‌دهند.

هنگامی که ابوطالب پیام بزرگان قریش را به پیامبر رساند، رسول خدا صلی‌الله علیه و آله و سلم فرمود: “به خدای تعالی سوگند اگر خورشید را در دست راستم و ماه را در دست چپم بگذارند به شرطی که من از این کار دست بردارم، من آن را ترک نمی‌کنم تا اینکه خداوند آن را پیروز کند یا من در این راه بمیرم.” سپس رسول خدا صلی‌الله علیه با ناراحتی برخاست و خروج کرد. اما ابوطالب او را صدا زد و گفت: برگرد ای رسول خدا. هر چه دوست داری به آنها بگو، زیرا به خدا سوگند هرگز تو را به دست آن‌ها نمی‌سپارم.

  • دشمنی با حضرت محمد

اهالی قریش متوجه شدند که با یک پیامبر الهی مصمم سروکار دارند. از آن پس خصومت آشکار با این دین جدید، پیامبر و پیروان آن افزایش یافت. خدیجه تمام دارایی و امکانات خود را در راه رسالت همسر پیامبرش وقف کرد. دامنه این خصومت به آزار و اذیت آشکار پیروان دین جدید و پیامبر آن رسید.

  • اقامت در شعب ابی طالب

آنها برای جلوگیری از دشمنی اهل قریش، مدت طولانی را در شعب ابی طالب با سختی و گرسنگی گذاراندند. پس از مدتی که اوضاع آرام شد، طایفه هاشم به اندازه کافی احساس امنیت کردند که از محله خود بیرون آمدند و بار دیگر با مردم درآمیختند. این اتفاق در سال دهم بعثت، در حدود سال 620 میلادی رخ داد.

هنوز شش ماه از پایان این محاکمه نگذشته بود که ابوطالب از دنیا رفت. پس از آن حضرت خدیجه، همسر پیامبر (ص) نیز طبق برخی روایات تنها سه روز پس از ابوطالب درگذشت. رسول خدا بسیار اندوهگین شد و امسال را سال اندوه نامید.

از دست دادن ابوطالب و خدیجه، ضربه سختی به پیامبر اکرم (ص) وارد کرد، در زمانی که حضرت به این دو نیاز داشتند. مرگ ابوطالب آخرین مانع قریش را برطرف کرد و اگر حضور ابوطالب حدود خاصی را برای قریش ایجاد می‌کرد که نمی‌توانستند از آن عبور کنند، حالا مرگ او دست آنها را باز می‌گذاشت تا آنچه را که می‌خواستند با پیامبر انجام دهند.

زندگینامه حضرت محمد؛ هجرت رسول الله

اکنون در ادامه زندگینامه حضرت محمد به هجرت ایشان می‌پردازیم. حادثه ای که موجب تغییر تقویم مسلمانان شد. داستان این بود که قریش و یارانشان تصمیم گرفتند که حضرت محمد را به طور فیزیکی حذف کنند تا یک بار برای همیشه با او و دینش اتمام حجت کنند. اما هر کس این کار را انجام می‌داد باید با عواقب آن مقابله کرده‌ و با خشم طایفه محترم بنی هاشم روبرو شود. برای تقسیم گناه بین طایفه و قبیله، چهل طایفه درگیر این کار بودند.

بهترین جنگجو از هر قبیله برای این کار انتخاب می‌شود. به آنها دستور داده شد که به خانه محمد یورش ببرند و هر یک از آنها باید اطمینان حاصل کنند که حداقل یک بار محمد را با شمشیر خود می‌زنند. این کار به این دلیل بود که اگر بنی هاشم (طایفه‌ حضرت محمد) انتقام خون او را می‌گرفتند، با چهل طایفه مواجه می‌شدند و از این رو، انجام هرگونه قصاصی را برای آنها غیر ممکن می‌ساختند.

  • مهاجرت به یثرب

خداوند متعال به حضرت محمد دستور داد که به شهر یثرب که بعدها به مدینه الرسول یا شهر رسول یا به اختصار مدینه شهرت یافت، حرکت کند. رسول الله در سال 622 پس از سیزده سال دعوت مردم به اسلام، مکه را به مقصد مدینه ترک کرد.

حضرت محمد (ص) از علی پسر ابوطالب خواست که برای رسیدگی به تعدادی از مسائل عقب بماند و علی داوطلب شد تا در بستر پیامبر بخوابد و به عنوان یک طعمه عمل کند. رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله و سلم) موفق شد از میان کسانی که خانه او را احاطه کرده بودند، درست قبل از هجوم آنها بگذرد. هنگامی که به خانه هجوم بردند تا او را بکشند، علی را در بالین پیامبر یافتند در اهدافشان شکست خوردند.

  • ورود حضرت محمد به مکه

ابوبکر هنگام خروج از مکه هنگام خروج از شهر به پیامبر اکرم برخورد کرد و از پیامبر صلی‌الله علیه و آله پرسید که اکنون به کجا می‌روید؟ پیامبر اکرم “ص” نمی‌توانست جز حقیقت به او بگوید. پس از آن رسول خدا از او خواست که در هجرت به مدینه به او ملحق شود تا خبر این مأموریت را مخفی نگه دارد تا از خطر خارج شود.

حضرت محمد (ص) در آستانه روز اول ماه ربیع قمری از مکه خارج شد و در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه به حومه مدینه در 400 کیلومتری شمال شهر مکه رسید.

  • بازگرداندن کالاهای امانتی

یکی دیگر از کارهایی که علی بن ابوطالب در هنگام خروج پیامبر از مکه باید انجام می‌داد، بازگرداندن‌ اجناس و اشیای قیمتی بود که مردم برای نگهداری به پیامبر داده بودند. بسیاری از کسانی که از مخالفان پیامبر بودند، هر بار که به سفرهای طولانی و مانند اینها می‌رفتند، اشیای قیمتی خود را برای امانت به پیامبر می‌دادند.

این امر به این دلیل بود که پیامبر به امانت‌داری حتی نسبت به دشمنان خود شناخته‌ شده‌ بود. آنها نمی‌توانستند به بهترین دوستان خود برای حفظ اشیاء قیمتی خود اعتماد کنند، اما به محمد امین (امانت‌دار) اعتماد داشتند. علی تمام اجناس و اشیای قیمتی را که برای نگهداری به پیامبر داده شده بود، از جمله کالاهای دشمنان پیامبر را پس داد.

  • رسول خدا وارد مدینه شد

وقتی خبر خروج رسول خدا (ص) از مکه به مدینه به گوش مسلمانان مدینه رسید، هر روز صبح برای انتظار به مزارع گدازه رفتند و در آنجا منتظر ماندند تا گرمای ظهر آنها را به عقب براند. روزها منتظر ماندند تا اینکه روزی به خانه‌های خود بازگشتند. چنین شد که مردی یهودی از قلعه خود به بیرون نگاه می‌کرد که پیامبر را دید که در مه می‌درخشد. به محض اینکه او را دید، با صدای بلند بر مسلمانان سلام کرد و گفت:

«ای مسلمانان، این مولای شماست که منتظر او هستید!»

مسلمانان فوراً بر فراز گدازه‌ها به ملاقات رسول خدا شتافتند. سپس به راه خود ادامه داد تا به قبا رسیدند و با طایفه عمرو بن عوف توقف کرد. مسلمانان از ورود پیامبر اکرم با خوشحالی استقبال کردند. پیامبر سه روز در قبا در انتظار آمدن علی توقف کرد. او نمی‌خواست بدون علی وارد مدینه شود.

پیامبر صلی‌الله علیه و آله حدود دو روز همراه با علی در میان طایفه عمرو بن عوف ماند. وی در مدت اقامت خود در قبا، مسجد قبا‌ را تأسیس کرد. به این ترتیب این مسجد‌ اولین مسجدی بود که در دوران اسلام تأسیس شد.

در روز جمعه پیامبر وارد مسجد قبا شد و مسلمانان را در نماز جمعه امامت کرد و خطبه ایراد کرد و این اولین خطبه نماز جمعه بود. پیامبر در جهت بیت‌المقدس نماز خواند و صد نفر پشت سر او نماز خواندند. پیامبر پس از اقامه نماز بر شتر خود سوار شد. او به همراه علی که هرگز از کنارش خارج نشد و بقیه مسلمانان به سمت مدینه حرکت کرد.

اولین جامعه مسلمانان

با مهاجرت تعداد قابل‌توجهی از اسلام‌گرایان از مکه به مدینه و نیز اکثریت بومیان مدینه، می‌توان گفت که اولین جامعه مسلمانان در این شهر و تحت هدایت پیامبر اسلام (ص) شکل گرفت.

رسول خدا با تعالیم خود هماهنگی و صلح را بین رقبا و گروه‌ها و قبایل متخاصم شهر و اطراف آن به وجود آورد. در حالی که قبل از ورود، طمع، دشمنی و جنگ بین ساکنان حاکم بود، پیامبر در مدت کوتاهی بذر یک نظام منسجم مسالمت‌آمیز را کاشت. تا آنجا که هر چه داشتند در میان خود و با مهاجران مسلمان تقسیم کردند. با توجه به اینکه شهر مدینه در حدود 400 کیلومتری شمال مکه قرار داشت، برخی از مسلمانان آن را فاصله‌ای امن از قریشیان که بیشتر در مکه‌ بودند، می‌دانستند.

  • نظام اسلامی ایده‌آل

پیامبر اکرم (ص) از همان روزهای اول به تدریج نظام حکومت‌داری و سبک زندگی اسلامی را پایه‌گذاری کرد. جامعه مسلمان نوپا در مدینه در سال‌های اول خود مجبور به مقابله با تعدادی از حملات و یورش‌های قریش و متحدانشان بود. پیامبر از هر فرصتی استفاده می‌کرد تا در زمان جنگ و صلح، اصول رفتار صحیح را برای یک مسلمان به مسلمانان بیاموزد. از ویژگی‌های فردی و اخلاقی که باید در آرزوی آنها باشند گرفته‌ تا سیاست‌های اجتماعی، سیاسی و مالی.

در جبهه‌ سیاسی، پیامبر به جامعه دستور می‌داد تا حد امکان از جنگ و خشونت پرهیز کنند و این تنها آخرین راه‌حل باشد، زمانی که همه راه‌ها تمام شده‌ باشد. حضرت محمد (ص) برای پرهیز از درگیری و خشونت تمام تلاش خود را به کار گرفت.

  • توسعه‌ کشاورزی و اقتصادی

یکی دیگر از اصول اجتماعی – سیاسی القا شده‌ توسط حضرت محمد این بود که «زمین از آن خداست و هر کسی می‌تواند آن را توسعه دهد». این امر تأثیر بسزایی در توسعه کشور چه از نظر اجتماعی و چه از نظر سیاسی داشت. این بخشی از صفات اخلاقی خوبی است که در زندگینامه حضرت محمد قابل مشاهده‌ است.

یکی دیگر از سیاست‌های اجتماعی – اقتصادی با اعلام پیامبر (ص) «من مسئول آنها هستم» ایجاد شد. بر این اساس هر کس بمیرد و خانواده‌ای از خود بر جای بگذارد که کفاف رزق و روزی را نداشته‌ باشند، رسول خدا مسئول آنهاست و باید نزد او بروند. از سوی دیگر، «کسی که بمیرد و مال را بر جای بگذارد، مال‌ او‌ برای وارثان خودش بوده‌ است». در واقع تمام ثروت متعلق به خانواده‌ای بود که درگذشتگان به جا گذاشتند، یعنی در اسلام مالیات بر ارث وجود نداشت.

این سیاست به همین‌جا ختم نشد و زمانی فراتر رفت که پیامبر اعلام کرد که اگر شخصی بمیرد و بدهی از خود بر جای بگذارد، بازپرداخت آن بر عهده او (محمد و متعاقباً رهبر دولت اسلامی) است. شریعت نبوی همچنین به مصلحت غیرمسلمانانی که تحت حکومت اسلامی زندگی می‌کنند نیز پرداخته‌‌ است. در لغت به معنای «مسئولیت» (دولت اسلامی) است: «کسی که گناهکاری را آزار دهد، مرا آزار داده‌ است».

چنین قوانینی و آزادسازی مسالمت‌آمیز مکه، بسیاری را تشویق کرد که بیایند و تحت حکومت اسلامی زندگی کنند. زیرا حداقل تضمین‌های اقتصادی و امنیتی برای آنها و خانواده‌هایشان در حال و آینده وجود داشت. به این ترتیب مردم به طور دسته‌جمعی شروع به پذیرش اسلام به عنوان یک سبک زندگی کردند.

دو یادگار مهم حضرت محمد

در زندگینامه حضرت محمد لازم است به دو میراث ارزشمند او اشاره کنیم. رسول خدا در مدینه منوره به د‌و موضوع حیاتی در زمان حیات خود پرداخت تا پس از وفات او، راهنما و پیشوای مسلمانان باشد. این موارد، جمع‌آوری قرآن کریم به صورت صحافی و تعیین جانشینان او برای رهبری امت پس از او بود. حضرت محمد هر دوی اینها را طبق دستورات مستقیم خداوند متعال انجام داد.

1.‌ قرآن مقدس

پيامبر اطمينان حاصل كرد كه ترتيباتي براي تأليف يك نسخه «صحافی‌شده» از قرآن كريم كه در زمان پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و نيز امروزه به نام مصحف معروف است، انجام شود. رسول خدا علی بن ابوطالب را مأمور گردآوری و جمع‌آوری قر‌آن کرد. امام علی در زمان حیات پیامبر اکرم و زیر نظر او این کار را انجام داد.

رسول خدا صلی‌الله علیه و آله نتیجه نهایی – مصحف – را تأیید و تصدیق کرد. او حتی ترتیب و جایگاه تک تک آیات را در یک سوره یا سوره، به دستور خداوند متعال، تأیید نمود. بر اساس روایات، هنگامی که جبرئیل یک آیه یا آیه خاصی را بر پیامبر نازل می‌کرد، جایگاه آن را در سوره‌ یا خود قرآن و حتی سوره‌ای که متعلق به آن است نشان می‌داد.

  • رونویسی از قرآن

گزارش‌ها حاکی از آن است که در زمان حیات پیامبر صلی‌الله علیه و آله و سلم، زمانی که تمام متن قرآن به کتابت اختصاص داشت و به صورت مصحف جمع‌آوری شده‌ بود، مردم به مسجد پیامبر می‌آمدند، جایی که قرآن جمع‌آوری شده بود. به این ترتیب یک – مصحف – در کنار منبر نگهداری می‌شد تا نسخه‌های آنها از کتاب مقدس تهیه شود.

هر تألیفی که در این مدت صورت می‌گرفت، برای استنساخ نسخه معتبر قرآن کریم مطابق نسخه‌ای بود که امام علی در زمان حیات حضرت محمد (ص) و زیر نظر ایشان گردآوری کرده بود.

2. اهل بیت

وظیفه اساسی و حیاتی دیگری که پیامبر در زمان حیات خود باید اجرا می‌کرد، رسیدگی مسئله جانشینی او بود. رسول خدا به دستور خداوند متعال جانشینانی را که پس از او بر اساس تعالیم قرآن کریم و رسول خدا رهبری جامعه مسلمین را برعهده خواهند داشت، تعیین و منصوب کرد.

پیامبر اکرم (ص) در موارد متعددی به مردم دستور می‌داد که از دوازده جانشین منصوب خود، «خلیفه» یا «ائمه» پیروی کنند که اولین آنها امام علی بن ابوطالب و دوازدهمین آنها امام مهدی است. او از دید عموم پنهان است تا زمانی که خداوند متعال به ا‌و دستور دهد که در انظار عمومی ظاهر شود «تا امتهای دنیا را از ظلم و ستم به سوی آرامش و سعادت هدایت کند».

حضرت محمد، دخترش فاطمه، پسر عمو و دامادش امام علی و یازده امام معصوم از فرزندان علی و فاطمه، اهل‌بیت را تشکیل می‌دهند که در قرآن کریم نیز به آن اشاره شده‌ است.

  • ماجرای غدیر خم

پیامبر اکرم (ص) در سال 630 میلادی، هفتاد روز قبل از رحلت خود و درست پس از ادای حج وداع، به دستور خداوند متعال در محل غدیر خم، علی را به جانشینی خود منصوب کرد و به مسلمانان حاضر دستور داد که با او بیعت کنند. (به عنوان امیرالمؤمنین و پیشوای آنها پس از پیامبر.) وحی از جانب خداوند متعال در این روز در این خصوص این بود:

«ای رسول! آنچه را از جانب پروردگارت بر تو نازل شده‌ ابلاغ کن، و اگر چنین نکنی، رسالت او را نمی‌رسانی و خداوند تو را از شر مردم حفظ می‌کند. یقیناً خداوند گروه کافران را هدایت نمی‌کند.» پس از نزول دستور فوق، رسول خدا فرمود: “”هر کس من مولا و رهبر او هستم، علی نیز مولای و رهبر اوست.”

  • حاضران در غدیر خم

برخی از وقایع‌نگاران تعداد حاضران در غدیر خم را که با حضرت علی به عنوان امیرالمؤمنین و جانشینی حضرت محمد صلی‌الله علیه و آله و سلم زیارت و بیعت کردند، تا 120000 مرد و زن اعلام کردند. خداوند متعال برای تأیید و نتیجه‌گیری این واقعه مهم وحی فرمود:

«امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام كردم و اسلام را به عنوان آئين براي شما قرار دادم.»

پیامبر اکرم (ص) برای آشکار ساختن‌ جایگاه جانشینان خود در حال و آینده، غالباً مسلمانان را به اهل‌بیت – به ویژه علی – در آن زمان ارجاع می‌داد، زیرا آنها از همه‌کس به معارف قرآن و عترت آگاه بودند. خود پیامبر رسول خاتم صلی‌الله علیه و آله برای روشن شدن هر شبهه احتمالی در مورد جانشین بلافصل خود، در سنت معروف شهر علم، می‌فرماید: «من شهر علم هستم و علی دروازه آن است، پس هر که می‌خواهد به این شهر راه یابد، از در آن وارد شود.

  • عهدشکنی مردم در پیمان غدیر

بر اساس بسیاری از آموزه‌ها و روایات در زندگینامه حضرت محمد، قرآن کریم و اهل‌بیت، دو جزء جدایی‌ناپذیر و مکمل پیام الهی به شمار می‌روند. رسول خدا در اواخر عمر خود غالباً می‌فرمود: «من دو چیز مهم را برای شما می‌گذارم: کتاب خدا و اهل‌بیتم را. تا زمانی که به آن دو پایبند باشید، پس از من گمراه نخواهید شد.»

با این حال، پس از رحلت حضرت محمد، مردم به بیعتی که در آن زمان با پیامبر داده‌ شده بود (هنگامی که او جانشین خود را به دستور خداوند متعال تعیین کرد) عمل نکردند. پیامبر اکرم بنابر روایتی در 28 صفر یا 10 ربیع‌الاول سال یازدهم هجری قمری در سن 63 سالگی درگذشت. او میراثی را از خود به جای گذاشت که اکنون پس از 1400 سال، همچنان در تمام دنیا طرفدار دارد.

سخن پایانی

پیامبر اکرم (ص) ملت و تمدنی را به وجود آورد که در مدت زمان نسبتاً کوتاهی جایگاه برتری را در میان سایر ملل به دست آورد. او در سال 570 میلادی در مکه متولد داشت. پدر او عبدالله، پیش از آن‌که تولد فرزندش را ببیند درگذشت. او تا هفت سالگی با مادرش زندگی کرد. سپس سپرستی او در سن هشت سالگی عبدالمطلب و سپس ابوطالب عمویش واگذار شد.

ما در این مقاله‌ از دانشگاه کسب و کار به شرح مختصری از زندگینامه حضرت محمد پرداختیم. سپس مهم‌ترین وقایع مهم زندگی او را بررسی کردیم. نظر شما درباره زندگینامه حضرت محمد چیست؟ فکر می‌کنید چه عواملی موجب شد که پیامبر اسلام، بعد از 1400 سال همچنان در میان مردم محبوب باشد و پیروان زیادی داشته‌ باشد؟ نظرات ارزشمند خود را با ما در میان بگذارید.