2_ بدون سوال جواب بگیرید!

بسیاری از مواقع در طول تحقیقات بازاریابی عصبی، محققان به پاسخ هایی می رسند که اصلاً مربوط به آنها نیست سوالی مطرح نشد! به عنوان مثال، در حین تحقیق در ذهن مردم، متوجه می شوند که علاوه بر بسته بندی، دمای هوا یا بویی که در فروشگاه احساس می شود نیز بر ذهن مردم و تصمیمات آنها تأثیر می گذارد.

3_ رسیدن به پاسخ به سوالی که مردم نمی توانند بگویند

یکی از مهم ترین کاستی های بازاریابی سنتی و تحقیقات آن این بود که بسیاری از اوقات کارشناسان آن مجبور بودند برای رسیدن به پاسخ به پاسخ های منطقی مخاطبان تکیه کنند! به عنوان مثال، برای سنجش میزان محبوبیت یک محصول، از تعدادی از مخاطبان در مورد آن سوال پرسیدند و پاسخ آنها را به عنوان پاسخ نهایی ثبت کردند.

اما همانطور که در بالا گفتم، بسیاری از اوقات تصمیمات ما به عنوان انسان بر اساس منطق نیست بلکه بر اساس سر است احساسات و عمدتاً مخاطب در پاسخ به سؤالات به منطق خود اشاره می کند. با در نظر گرفتن این مشکل، امروزه بازاریابی عصبی با ابزارها و تحقیقات به ما کمک می کند تا به پاسخ هایی برسیم که افراد نمی توانند پاسخ واقعی خود را در حین سؤال به ما بدهند.

معایب بازاریابی عصبی

خوب، راستش را بخواهید، بازاریابی عصبی هیچ مشکلی با بازاریابی ندارد و همیشه با دادن پاسخ‌های دقیق یا نزدیک به واقعیت باعث تکامل آن می‌شود. اما در عین حال انتقاداتی نیز وجود داشت که می توان آنها را از مضرات نورومارکتینگ در نظر گرفت.

1_ زیر سوال بردن آزادی تصمیم گیری مخاطب

برخی افراد می گویند که استفاده از تکنیک های بازاریابی عصبی در تجارت در واقع آزادی مخاطب را در تصمیم گیری ها از بین می برد! زیرا کسب و کار به آنها اجازه نمی دهد با استفاده از چند محرک خاص تصمیمی را که واقعاً باید بگیرند، بگیرند. راستش اگر نظر من را بخواهید به نظر من نورومارکتینگ علمی است که به افزایش فروش و رشد اقتصادی بنابراین نمی‌توانیم آن را نقد کنیم.

همچنین حتی اگر نورومارکتینگ نباشد، در همان بازاریابی سنتی کم کم به علایق، محرک های قوی و … می رسیم. به مخاطبان. به عنوان مثال، سال ها پیش متوجه شدیم که رفتار خوب فروشنده بر ذهن مخاطب تأثیر می گذارد و فروش را افزایش می دهد.

بنابراین می توان گفت که نورومارکتینگ فقط باعث ایجاد می شود تسریع کنید دسترسی ما به محرک های واقعی با این حال، انتقاد از بازاریابی عصبی به خاطر محرک‌های شرم‌آور، انتقاد از کل دنیای بازاریابی است.

2- استفاده از بازاریابی عصبی برای فروش محصولات بد

انتقاد دیگری که گاهی در مورد بازاریابی عصبی شنیده می شود این است که با کمک این علم، شرکت های تولید کننده مشروبات الکلی، تنباکو، مواد غذایی مضر و … می توانند با سهولت بیشتری مصرف کنندگان را به خرید این محصولات تشویق کنند و در واقع به جامعه آسیب برسانند. باز هم اگر نظر من را می خواهید پاسخ من این است:

می توان گفت این خودرو وسیله نقلیه بسیار بدی است زیرا سالانه هزاران نفر را در تصادفات می کشد و یا سارقان از آن برای سرقت استفاده می کنند. همچنین می توان گفت که ماشین ابزار بسیار خوبی است زیرا هر ساله با رساندن سریع میلیون ها نفر به بیمارستان و اورژانس جان میلیون ها نفر را از مرگ نجات می دهد!

اما واقعیت این است که ماشین فقط یک ابزار است و هرکسی می تواند از آن برای خوب یا بد استفاده کند. بنابراین نمی توان گفت چون می توان از آن بد استفاده کرد، ابزار بدی است. نورومارکتینگ هم به همین صورت است و نمی توان گفت چون برخی شرکت ها از آن بد استفاده می کنند باید به طور کامل لغو شود.


Leave a comment